درباره تدبر در قرآن
جهت روشن شدن معنای تدبر در قرآن، ابتدا معنای لغوی واژه «تدبر» بررسی خواهد شد. سپس با توجه به معنای لغوی و کاربردهای قرآنی و روایی، معنای «تدبر در قرآن» بیان شده و آنگاه به عناصر اصلی مفهوم تدبر در قرآن اشاره خواهد شد. در نهایت نیز با لحاظ ماهیت قرآن، معنای تدبر در قرآن نهایی شده و جمعبندی میگردد.
آنچه در ادامه آمده است، اقتباسی است از کتاب «بازخوانی تدبر در قرآن»، از این رو جهت آشنایی جامع تر با تدبر در قرآن می توانید این کتاب را از آدرس زیر تهیه کنید:
تهیه کتاب بازخوانی تدبر در قرآن
معنای تدبر در قرآن
واژه تدبّر به لحاظ لغوی از ریشه «دَبَرَ» به معنی امتداد یافتن تا آخر یک چیز است ، لذا به انتهاء و پایان یک چیز «دابِر» میگویند و به آثار و امتدادات و نسلهای بعدی یک قوم «دابِرُ القوم» گفته میشود: «فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذینَ ظَلَمُوا» . بر همین اساس است که لغتشناسان، تدبیر را به معنی انجام دادن کار از روی فکر و عاقبتاندیشی میدانند ، یعنی انسان مدبِّر به دُبُر ، امتداد و آخر کارها توجه میکند و جوری آنها را میچیند که به آن عاقبت و غایت مد نظر خود برسد ، لذا در روایات به تدبیر و طراحی لازم قبل از انجام هر کاری توصیه شده است: «مَنْ تَوَرَّطَ فِی الْأُمُورِ غَیْرَ نَاظِرٍ فِی الْعَوَاقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمُفْظِعَاتِ النَّوَائِبِ وَ التَّدْبِیرُ قَبْلَ الْعَمَلِ یُؤْمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ » .
همچنین واژه تدبّر بر وزن تَفَعُّل است. کاربرد محوری و اصلی این وزن، مطاوعه(اثرپذیری) وزن تَفعیل است؛ چنانکه «تعلُّم: یادگیری» اثرپذیری از «تعلیم: یاد دادن» است و یا «تشکُّل: شکل یافتن» مطاوعه «تشکیل: شکل دادن» است. بر همین اساس، لغت شناسان «تدبر» را مطاوعه «تدبیر» دانسته و آن را فکر کردن در عاقبت امور و نظر کردن در عاقبت و آخر یک چیز میدانند؛ لذا در روایات توصیه شده است که قبل از ورود به هر امری، در آن امر تدبر کنیم؛ یعنی بیاندیشیم که آن امر به کجا میانجامد: «… فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) فَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ» .
بر این اساس میتوان تدبیر را «چینش حکیمانه و ترتیب عالمانه اشیاء و امور، برای رسیدن به هدف و عاقبتی مشخص» و تدبر را «پی-گیری تدبیر موجود در اشیاء و امور جهت کشف هدف و عاقبت آن» دانست. به عبارت سادهتر، تدبیر یعنی «طراحی دقیق برای به سرانجام رساندن یک امر» و تدبر یعنی «اندیشیدن در این طراحی و ملاحظه اینکه این طراحی به کجا میانجامد».
با آنچه از معنای لغوی تدبیر و تدبر بیان شد، میفهمیم که تدبیر قرآن فعل خداوند متعال و به معنی «چیدن و پشت سر هم قرار دادن حکیمانه الفاظ و مفاهیم قرآن برای رساندن مخاطب به هدف و مقصودی مشخص» است و تدبّر در قرآن، وظیفه انسانها و به معنی «پی¬گیری تدبیر و چینش موجود در کلام خداوند تا رسیدن به هدف و مقصود آن کلام» می¬باشد. در واقع، تدبیر شأن هر انسان حکیم به هنگام سخن گفتن، و تدبّر شأن هر فرد عاقلی به هنگام شنیدن سخن حکیمانه است. متکلمِ سخن در حال تدبیر و پشت سر هم قرار دادن الفاظ و مفاهیم جهت رساندن مخاطب به یک مقصود مشخص و غرض حکیمانه است و مستمع آن در حال تدبّر و پشت سر هم دریافت کردن این الفاظ و مفاهیم و پی¬جویی آنها تا رسیدن به مقصود متکلم است. تدبیر کلام، طراحی دقیق الفاظ و مفاهیم برای رساندن مخاطب به یک سر انجام و مقصود مشخص است و تدبر در آن کلام، همراهی با متکلم و استماع دقیق کلام اوست برای درک این طراحی و نیل به مقصود و غرض آن.
بر همین پایه است که قرآن کریم تدبر در آیاتش را غایت نزول وحی و وظیفه حتمی انسانها در قبال کلام خدا می¬داند: «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ» یعنی هدف از نزول قرآن و تدبیر الفاظ و معانی قرآنی و سخن گفتن خداوند با انسانها آن است که مخاطب قرآن، الفاظ و معانی کلام خداوند را پیجویی کرده و هدف و مقصود از این کلام را درک کند.
بر همین منوال است که در روایات، تدبر در قرآن به عنوان شاخصه خواندن درست و مطالعه صحیح قرآن دانسته شده و قرائت بدون تدبر را فاقد خیر معرفی میکند: «ألا لا خَیرَ فی قرائِهٍ لَیس فیها تَدَبُّر». و این یعنی قرآن باید جوری خوانده شود که ما را به مقصود خداوند از بیان کلامش برساند که اگر چنین نباشد، این خواندن ثمر نداشته و اصلاً خواندن قرآن محسوب نمیشود! مگر میشود کسی کتاب و کلام فرد دیگری را بخواند، ولی به مقصود متکلم و آن هدف و غایتی که از کلامش دارد، توجه نکند؟! لذا در روایات از خواندن تند و سریع و بی تأمل قرآن نهی شده و توصیه به قرائتِ با تأنی و تأمل قرآن با هدف تدبر در قرآن شده است: «إنَّ القُرآنَ لا یُقرَأُ هَذرَمَهً ولکِن یُرَتَّلُ تَرتیلاً» ، «مِن دُعائِهِ(ع) حینَ یَأخُذُ القُرآنَ بِیَمینِهِ قَبلَ أن یَقرَأَ: و لا تَجعَل قِراءَتی قِراءَهً لا تَدَبُّرَ فیها، بَلِ اجعَلنی أتَدَبَّرُ آیاتِهِ وأحکامَهُ، آخِذاً بِشَرائِعِ دینِکَ، و لا تَجعَل نَظَری فیهِ غَفلَهً و لا قِراءَتی هَذرَمَه» . چنانکه در این روایات دیده میشود از «قرائت هذرمهای» یعنی تند و سریع و بی توجه خواندن قرآن نهی شده، چرا که چنین قرائتی به تدبر در قرآن ختم نمیشود؛ و در مقابل و برای تدبر در قرآن، توصیه به «قرائت ترتیلی» یعنی قرائت شمرده شمرده و با تأنی قرآن شده است. در برخی روایات دیگر این «قرائت ترتیلی» چنین توصیف و توصیه شده است: قرآن را واضح بخوان و مانند شعر، به شتاب مخوان و چون ریگ، پراکندهاش مگردان؛ بلکه دلهاى سخت خود را (به وسیله آن) تکان دهید و دچار فزع کنید و تمام سعیتان این نباشد که صرفاً سوره را (به سرعت) به آخر برسانید.
البته در تدبیر، ابتدا مؤلفه دوم یعنی غرض است؛ بعد مؤلفه اول، یعنی چینش امور؛ اما در تدبر، ابتدا چینش است بعد غرض. توضیح آنکه در تدبیر امور، ابتدا هدف، غرض و غایتی مد نظر قرار می¬گیرد و آنگاه امور برای رسیدن به آن، ترتیب داده و چیده می¬شود؛ اما در تدبر، ابتدا به ترتیب امور توجه شده و چینش آنها پیگیری می¬شود و آنگاه غرض و هدف تدبیر، کشف و درک می¬گردد. در واقع، فاعل تدبیر، فعال و اثرگذار است و برای رسیدن به غرض مد نظرش، اشیاء و امور را می¬چیند؛ ولی فاعل تدبر، اثرپذیر است و از دقت در چینش موجود، غرض مدبّر و حکمت این چینش را درک میکند.
به عنوان مثال یک معلم حکیم، ابتدا غایت و هدفی را نسبت به متعلم خود اراده میکند و آنگاه برای تبیین آن هدف و غایت و رساندن متعلم به آن، درسی را از ابتدا تا انتها طراحی و مبحثی را برای ارائه گام به گام، آماده میکند. پس معلم که اینجا فاعل تدبیر است، اول غایتی را اراده کرد و بعد برای رسیدن به آن غایت، مطالب را تدبیر کرد. اما متعلم، اگر بخواهد تعلیم معلّم را فراگیرد و به مقصود او دست پیدا کند، باید مطالب معلّم را گام به گام و مرحله به مرحله پیگیری کند تا در نهایت، هدف و مقصود معلّم را درک کرده و به آن نیل پیدا کند.
بر این اساس برای تدبر در قرآن می¬بایست هر دوی این مؤلفهها به کار گرفته شود. یعنی شخص متدبر هم می¬بایست به چینش و ساختار کلام الهی دقت کند و هم به غرض مترتب بر آن توجه داشته باشد. البته روشن است که یکی راه است و دیگری هدف، یکی طریقیت دارد و دیگری موضوعیت. درک غرض کلام الهی، هدف تدبر در قرآن است؛ اما برای رسیدن به این هدف، راه و مسیر، پیگیری چینش و ساختار کلام الهی و دقت در آن است. بر این اساس، هر آن چیزی که به عنوان تدبر در قرآن مطرح شود، اما شامل دو مؤلفه «پیگیری کلام و دقت در چینش آن» و «درک غرض و غایت کلام» نباشد، در واقع تدبر در قرآن نیست.
دوم. تدبیر موجود در کلام، باعث انسجام بین اجزاء و مفاهیم کلام میشود، از این رو نتیجه تدبر در کلام که از پس توجه به تدبیر کلام صورت میگیرد، فهمی منسجم از کلام است. بر این اساس، تدبر در قرآن، «فهم منسجم» و یا «فهم سیاقی» کلام است. سیاق به معنی روند سلسله وار جلو رفتن یک چیز است و سیاق الکلام یعنی روند سلسلهوار و پیوسته بحث. در فهم منسجم و سیاقی، اجزاء کلام جدا از هم فهمیده نمیشوند، بلکه به عنوان یک کل منسجم در نظر گرفته شده و به صورت پیوسته و هماهنگ فهمیده میشوند. در این فهم، اجزاء کلام با لحاظ روند کلام و پس و پیش آن جزء و اصطلاحاً در بافت کلام ، فهم میشوند. پس فهمی که در آن به سیاق و بافت کلام و انسجام آن دقت نشود، تدبر در کلام نیست.
سوم. در بخش ماهیت قرآن دانستیم که سه تلقی از قرآن وجود دارد. بر اساس هر کدام از این تلقیها، تدبر در قرآن نیز سمت و سوی خاصی پیدا میکند. بر پایه تلقی اول که قرآن را تعدادی آیه میدانست، تدبر در قرآن به معنی تدبر در این آیههاست، یعنی توجه به تدبیر هر کدام از این آیهها و کشف مقصود آیات. خروجی چنین تدبری میشود فهم شش هزار و اندی آیه قرآن که هر کدام بخشی از معارف، مواعظ و احکام الهی را بیان کردهاند. در تلقی دوم که قرآن را تعدادی سوره میدانست، تدبر در قرآن یعنی تدبر در هر سوره. این یعنی توجه به تدبیر و چینش اجزاء هر کدام از سور و پیگیری آن تا رسیدن به مقصود هر یک. خروجی این فرآیند فهم 114 بسته هدایتی منسجم از سیاستها و راهبردهای الهی برای هدایت انسانها خواهد بود. اما در تلقی سوم -که مختار این کتاب بود- قرآن یک کتاب منسجم با فصول و ساختاری مشخص است. بر اساس این تلقی، تدبر در قرآن توجه به ساختار و چینش این کتاب (یعنی هم چینش سورهها در قرآن و هم چینش اجزاء هر سوره) است برای درک پیام جامع قرآن. خروجی چنین نگاهی، فهم منسجم برنامه جامع الهی برای هدایت انسانها است. در واقع خروجی تدبر در قرآن در نگاه اول، کشکولی از معارف، مواعظ و احکام الهی است، در نگاه دوم، 114 طرح منسجم برای هدایت انسانها و در نگاه سوم یک برنامه واحد و منسجم و یک طرح جامع برای هدایت جامعه بشری.
چهارم. با در نظر گرفتن همه آنچه گذشت، تدبر را میتوان اینگونه تعریف کرد: تدبر در قرآن، مواجهه با قرآن است به مثابه یک کتاب منسجم و مطالعه و پیگیری آن از ابتدا تا انتها برای درک مقصود خدا از انزال این کتاب. خروجی چنین فرآیندی، فهمی منسجم و درکی جامع از کلام الهی است. به عبارت دیگر، خروجی تدبر درک مقصد و مقصود کتاب الهی و فهم منسجم و به هم مرتبط همه اجزاء این کتاب از معارف اعتقادی تا مواعظ اخلاقی و تا احکام و دستورات عملی است.
